در این مطلب قصد داریم اصول پایه و ویژگی های کلی یک سرپرست خوب را بیان کنیم.
این مطلب که توسط یکی از همکاران عزیز ویکی کوه آقای بکتاش خضرایی جمع آوری شده اشاره دارد به
مهارت ها و مواردی که هر سرپرست خوب باید از آن بهره بگیرد…

ویژگی های سرپرست خوب

تجربه : هیچ جانشینی برای تجربه وجود ندارد!

اعتماد به نفس : همرا کسب تجربه رشد می کند.

مشاهده گری : مشاهده دقیق اعضا و محیط

نرمش پذیری : اشتیاق به تغییر برنامه در صورت تغییر شرایط

گروه محوری : اولویت دادن به اهداف و علایق گروه در مقایسه با علایق شخصی

آگاهی به محدودیت های خود

مسئولیت پذیری : آگاهی به چگونگی تأثیر هر تصمیم بر امنیت گروه

انسان محوری : اولویت دادن به انسان ها در مقایسه با اهداف کوهنوردی

خودشناسی : شناخت خویشتن و دلایل پذیرش سرپرستی

دقت ، خونسردی و روراستی

سامان مندی : برخورد منطقی و سیستماتیک با مشکلات و مسائل

انتقاد پذیری : پذیرش اشتباهات و درس گرفتن از آنها

قاطعیت : عقب نینداختن اقدامت ضروری

سازگاری : پرهیز از کمال گرایی و قانون مداری مطلق

آمادگی : شامل آمادگی جسمی ، روانی ، فنی و …

وظایف سرپرست

mountaineering-1920x1200

سرپرستی دانشی است فنی که مردم شناسی ( درک دیگران ، حساس بودن به نیازهای آنها و دوست بودن و مهربان بودن با اعضا ) و حس کوهستان ( مجموعه ای از دانش و تجربه سرپرستی ، یکی شدن همه مهارت ها ، تجارب و دانش های مربوط به کوه به اضافه توانایی ها و ویژگیهای ضروری ) از مولفه های اصلی آن می باشد.

هدف سرپرست ، کمک به اجرای بی خطر و موفقیت آمیز برنامه است . راهبر باید با توجه و دارای مهارتهای ضروری برای برنامه مورد نظر باشد ولی ملزم نیستیم که با تجربه ترین یا ماهرترین عضو گروه را به عنوان راهبر انتخاب نماییم . به همین ترتیب ، سرپرست باید آمادگی جسمی و روانی لازم برای ماموریت را داشته باشد ولی ضرورتی ندارد که نیرومندترین عضو تیم باشد . علاوه بر اینها ، راهبر باید دارای قدرت داوری و حس همکاری خوبی بوده به تندرستی و آسایش اعضای گروه توجه نماید . نقش های مهم سرپرست را میتوان چنین برشمرد :

حفظ ایمنی :

مهمترین موضوع در برنامه های کوهنوردی ، ایمنی اعضاست که از همان مرحله برنامه ریزی باید در دستور کار قرار گیرد . سرپرست باید اطمینان یابد که هر یک از اعضای گروه تجهیزات ، تجربه و استقامت لازم جهت اجرای برنامه را دارد و مسیر انتخاب شده نیز بی خطر و متناسب با توانایی اعضای گروه است .

خستگی و هیجان ناشی از شرایط بحرانی ، از عوامل تشدید کننده بی دقتی اعضای گروهند . سرپرست باید این شرایط را به عنوان علایم هشدار و پرچم قرمز در نظر گرفته ، تذکرات لازم را به اعضا بدهد تا از بروز حادثه جلوگیری شود . هنگام گرفتن تصمیمهای دشوار ( بازگشت به خاطر وضع هوا ، کمبود زمان و… ) راهبر باید موضوع را پیش از بحرانی شدن شرایط با اعضا مطرح کند تا گروه گرفتار موقعیت های خطرناک نگردد.

برنامه ریزی :

اگر گروهی بخواهد برنامه ای را اجرا کند ، باید در زمان مناسب با تجهیزات متناسب در مکان مناسب قرار گیرد و این امر مستلزم توجه به بسیاری از جزئیات است. لازم نیست راهبر تمامی فرآیند برنامه ریزی را شخصاً پیش ببرد ولی باید مسئولیت نظارت بر کلیه اقداماتی را که توسط هر یک از اعضا در راستای برنامه ریزی و آمادگی صورت می گیرد ، بپذیرد.

راهنمایی :

یکی از نقش های مهم سرپرست این است که به هنگام ضرورت یا در پاسخ به در خواست اعضا ، رهنمودهای لازم را ارائه دهد و این کار نیاز به آموزش ، تجربه و قدرت داوری دارد . برای راهبری مؤثر و کارآمد ، لازم نیست بهترین کوهنورد گروه باشید بلکه باید تجربه و آموزش کافی و همچنین «حس راهبری» را با گذشت زمان کسب کرده باشید . برای یک راهبر علاوه بر دانش فنی کوهنوردی ، مجموعه ای از مهارتهای دیگر نیز ضروری است . وی باید در مورد تجهیزات ، جهت یابی و پیمایش ، کمکهای نخستین ، هواشناسی ، برنامه ریزی ، سازماندهی و … اطلاعات کافی داشته باشد.

آموزش :

در ضمن برنامه _ به ویژه در صورت حضور افراد کم تجربه _ آموزش نیز بخشی از کار راهبری است . بسته به نوع مأموریت و ترکیب گروه ، آموزش می تواند از ارائه راهکارهای عملی تا برگزاری کلاسهای درسی تمام عیار را در برگیرد . بسیاری از کوهنوردان کهنه کار ، خود را موظف به انتقال تجربیات به دیگران می دانند اما این انتقال باید با دقت و احتیاط صورت گیرد . افراد تازه کار بخاطر احساس خطر در شرایط بحرانی و هچنین به دلیل نداشتن مهارت لازم دچار دستپاچگی و هراس می شوند . در این موقعیت ها باید از ترساندن یا تأکید بر اشتباه بودن کار آنها جدا پرهیز کرد و به جای آن باید شیوه درست انجام کار را عملا به ایشان نشان داد . تنها استثنای این حالت زمانی است که شخص دارد کار خطرناکی انجام می دهد که ایمنی وی یا دیگران را تهدید می کند . در این مورد برخورد فوری و مستقیم ضروری است.

مربیگری :

بین مربیگری و آموزش تفاوتهایی هست . مربی علاوه بر داشتن دانش مورد نظر و انتقال آن به دیگران ، با کاربرد شیوه های تشویقی و حمایتی به آنها کمک می کند که بر دشواریها چیره شوند . در غالب موارد مانع اصلی در روند یادگیری مهارتهای عملی ، کمبود اعتماد به نفس است . مربی به کمک شیوه های مناسب ، اعتماد به نفس لازم برای یادگیری و اجرای درست مهارتها را به کار آموز می دهد و این امر به کار آموز و سایر اعضای گروه امکان می دهد که مأموریت خود را بهتر و سریعتر انجام دهند . مربیگری مؤثر برای دست یابی به کار کرد بهینه اعضای گروه ، یکی از نقش های مهم سرپرست است.

آغازگری :

پیشرفت کار و موفقیت هر برنامه کوهنوردی به زنجیره ای از تصمیمها بستگی دارد . کدام مسیر را در پیش می گیریم ؟ کجا اتراق می کنیم ؟ کی به مقصد می رسیم ؟ و … . معمولاً تصمیم گیری در این موارد به خودی خود دشوار نیست بلکه ترتیب زمانی تصمیمها اهمیت دارد . کار راهبر ضرورتاً این نیست که همه تصمیم ها را اخذ و دیکته کند ، بلکه وی باید بتواند در زمان مناسب ، موضوع مناسب را در دستور کار قرار دهد.

تصمیم گیری نهایی :

در ضمن صعود ، بحث و گفتگو درباره موضوعی خاص می تواند موجب پیدایش اختلاف نظر گردد . فضا سازی برای مطرح شدن نظرها و سپس گرد آوری آنها روش خوبی است ولی این شیوه می تواند موجب بی تصمیمی یا مجادلات بیهوده گردد . در این شرایط ، اختیارات ویژه راهبر می تواند سودمند و نجاتبخش باشد . هرگاه گروه دارد تصمیم نادرست یا خطرناکی می گیرد . روحیه عصبی بر تیم حاکم شده یا بحث و جدل بی هدف شکل گرفته است ، وزن و موقعیت ویژه راهبر می تواند آرامش را برقرار کند و رای قطعی و نهایی وی می تواند گروه را دوباره در مسیر درست قرار دهد.

حفاظت ازمحیط :

گاهی تیم های کوهنوردی برای اجرای برنامه ناچارند مدتی در محیط های طبیعی به سر برند . یکی از وظایف اعضای این گروه ها حفظ محیط زیست و پرهیز از دستکاری و آسیب رساندن به آن است . در این راستا سرپرست گروه نقش مهمی دارد . راهبر باید با کاربرد شیوه هایی که کمترین آسیب را به محیط طبیعی وارد می کنند ، الگوی عملی اعضای گروه باشد . شکستن و سوزاندن شاخه های تر ، لگدکوب کردن کشت و زرع مردم ، آسیب رساندن به باغها ، تخریب پرچینها ، آلوده کردن آبهای سطحی و … از جمله کارهایی هستند که به شدت باید از آنها دوری جست . سرپرست باید به کسانی که این نکات را رعایت نمی کنند تذکر داده ، مانع عملکرد زیانبار آنها شود

مهارت های پایه سرپرستی

running-1920x1200

سرپرستی هنر وادار کردن دیگران به انجام کاری است که شما می خواهید ، به نحوی که خودشان هم همان را بخواهند . مهارتهای پایه سرپرستی عبارتنداز : برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و پایش (polc)

برنامه ریزی ( planning ) :

پرسش های کلیدی برای برنامه ریزی دقیق عبارتند از : کجا برویم ؟ کی برویم ؟ چه کاری انجام دهیم ؟ چگونه به مقصد برسیم ؟ چه چیزی برداریم ؟ چه کسانی راهمراه ببریم ؟ چند نفر ببریم ؟ اگر اتفاقی افتاد چه کنیم ؟

سرپرست یک برنامه کوهنوردی با توجه به ویژگی های خاص آن باید انعطاف پذیر و سازگار با شرایط متغیر باشد ، جاری بودن تا پایان برنامه و انطباق با تغییرات ضمن صعود را لحاظ کند و راه حل هایی برای مشکلات احتمالی ارائه دهد و سلسله اقدامات متفاوتی را برای موقعیت های مختلفی که ممکن است پدید آیند پیش پای گروه بگذارد.

سازماندهی ( Organizing ) :

سازماندهی یعنی آماده سازی اعضای گروه برای انجام کارهای ضروری در راستای اهداف گروه . سرپرست خوب کارها را میان اعضا تقسیم می کند تا خودش از اشتغال به کارهای روزمره آزاد شود و همه اعضا در فرآیند برنامه ریزی و اجرا شریک گردند . سرپرست نه تنها باید اعضا را آموزش دهد بلکه باید مطمئن شود که آموزه هایش روشن و استاندارد بوده و برای اعضا کاملاً قابل درک هستند . مثلاً در باد شدید یا نزدیک یک رودخانه خروشان ، فرمان های سرپرست ممکن است به خوبی شنیده نشده همین امر فاجعه به بار آورد . پس همه افراد گروه باید پس از شنیدن فرمان با تکرار آن یا حرکت دادن دست ، دریافت آن را اعلام نمایند.

هدایت ( Leadership ) :

تصمیم گیری ، ضروری ترین مهارت سرپرستی است . شما به عنوان سرپرست باید صدها تصمیم برپایه مشاهده دقیق گروه و محیط بگیرید . باید پیوسته از وضع روانی و جسمی هر یک از اعضا آگاه باشید و همزمان به تغییرات محیط توجه نمایید . البته سرپرست خوب همه تصمیم ها را خودش نمی گیرد بلکه گروه را هر چه بیشتر در تصمیم گیری شرکت می دهد . اگر بر پایه ارزیابی یا تجربه خود تصمیم به تغییربرنامه اولیه گروه می گیرید ، باید آن را به آگاهی اعضا برسانید و اگر زمان اجازه می دهد ، آن را به بحث بگذارید . البته در شرایط اضطراری یا زمانی که گزینۀ دیگری وجود ندارد ، حرف آخر را سرپرست می زند . سرپرست باید به یاد داشته باشد که نخستین و مهمترین وظیفه او تأمین امنیت تک تک اعضاست و موفقیت صعود ، لذت اعضا و سایر اهداف در درجات بعدی اهمیت جای دارند.

پایش ( Control ) :

گرچه سرپرست کارها را تقسیم می کند ، نظارت بر انجام درست آنها با خود اوست . مثلاً سرپرست باید پیش از حرکت ، از کامل و مناسب بودن تجهیزاتی که اعضاء تدارک دیده اند مطمئن شود . در ضمن سرپرست باید با پرسش و مشاهده مستقیم پیوسته وضعیت اعضا را کنترل نماید . سرپرستی که از مشاهده دقیق اعضای گروه غفلت می کند ، ممکن است علیرغم وضع وخیم برخی از اعضاء ( خستگی ، گرمازدگی ، سرمازدگی ، … ) همچنان گروه را به پیش ببرد و در آستانه فاجعه قرار دهد . فراموش نکنیم که مهارت های چهارگانه بالا، کاملاً مجزا و منتزع از یکدیگر نیستند و در کنار یکدیگر معنی و مفهوم پیدا می کنند . مهارتهایی هست که شما را به یک راهبر نیرومند مبدل می نماید . البته این مهارتها در شهر و خانه هم به اندازه صعود ، ارزش و کارایی دارند . رفتار ضمن صعود ، کارایی ، ارتباط ، قضاوت ، تصمیم گیری ، تحمل ، خودآگاهی و بصیرت مهمترین این مهارتها هستند.

رفتار صعود :

یعنی همکاری و تنش زدایی ، کار گروهی و حفظ انگیزه خود و دیگران ، حل شدن در یک گروه بسیار متنوع و … .

مثال : پس از چندین کیلومتر کوه پیمایی سنگین و خسته کننده ، نوبت برپا کردن چادر در زیر باران فرا رسیده ولی همه خسته و خیس هستند . سرپرست بر می خیزد و با گفتن لطیفه هایی سرگرم باز کردن چادر و آماده کردن تیرکها می شود.

کارایی :

یعنی دانش و مهارت ، سازماندهی ، مدیریت و توانمندیهای فنی

مثال : درساعات پایان شب همه به چادرها پناه برده اند تا بخوابند ولی دو تن از اعضا بلند بلند حرف می زنند و می خندند . سرپرست با آرامش ولی قاطعانه به آنها می فهماند که از ایشان در آن ساعات انتظار سکوت و استراحت دارد.

قضاوت و تصمیم گیری :

یعنی گزینش تصمیم متناسب با شرائط ، بهره گیری از تجارب موجود برای داوری درست و یاری گرفتن از نقاط قوت و دانش و مهارتهای اعضای گروه برای چیرگی بر دشواریها

مثال : جای مناسبی برای برپا کردن کمپ پیدا کرده اید اما در مورد امنیت آن تردید دارید . با اعضای با تجربه گروه مشورت می کنید و با در نظر گرفتن مطالب مطروحه ، تصمیم نهایی را خودتان می گیرید.

تحمل و شکیبایی :

یعنی تاب آوردن و حتی لذت بردن از دشواری و مبارزه ، سازگار شدن با تغییرات و ناشناخته ها ، تبدیل کردن هر چالش به یک فرصت و تصمیم گیری درست و متمرکز بر هدف در شرایط پرتنش

مثال: در راه قله با واقعیت ناگوار تغییر شرایط جوی روبرو می شوید . رسیدن به هدف اصلی گروه _ صعود قله _ خالی از خطر نیست . از سوی دیگر بازگشت به شهر با دست خالی نیز نارضایتی اعضای گروه را در پی دارد . سرپرست با مرور گزینه های موجود ، مسیر را تغییر داده یکی از قلل نزدیک را _ که دارای جانپناهی مطمئن و مناسب است _ به عنوان هدف جدید گروه معرفی می کند.

بصیرت :

یعنی مشاهده و ارزیابی امکانات موجود در هر موقعیت ، یافتن راه های برانگیختن اعضا و پیشبرد گروه ، بهره گیری از اهداف گروه به عنوان راهنمای عملکرد و ایفای نقش آغازگری

مثال : مسیر صعود به قله بسیار طولانی و خسته کننده است و اعضای گروه انگیزه ادامه کار را از دست داده اند . شما مسیر دیگری می شناسید که چشم اندازهای بدیع و زیبا و امکانات جذاب دیگری دارد . با توضیح ویژگیهای مسیر تازه و تشویق اعضا به ادامه صعود از طریق مسیر جدید می توان به هدف گروه دست یافت.

هشیاری و مشاهده گری :

سرپرست باید تغییرات وضع هوا ، دشوار شدن مسیر و هر تغییر محیطی دیگر را که بر گروه مؤثر باشد به دقت مورد توجه قرار دهد ، سرما ، گرما ، رطوبت و باد شدید می توانند خطرناک باشند . پیش از آنکه شرایط شما را وادار به اقدام نماید ، اقدام ضروری را انجام دهید زیرا ممکن است آن هنگام ، دیر باشد . اطمینان از مناسب و کافی بودن پوشاک نفرات ، یافتن یا برپا کردن به موقع سرپناه ، پایین آوردن به موقع فرد دچار کوه گرفتگی و … از جمله این اقدامات هستند . توجه به علایم ناگفته فشار و ناراحتی در اعضای گروه و توجه بیش از پیش به وضعیت جسمی و روانی خود و دیگران در هنگام وخیم شدن وضع هوا از دیگر نکات مهم و قابل توجه است زیرا در هوای نامناسب ، تمام ذخایر جسمی و روانی گروه برای عملکرد مؤثر مورد نیاز است.

منبع: http://www.varkesh.com/

گردآوری مطالب : بکتاش خضرائی