داوود خادم

داوود خادم
۳۰ خرداد سال ۱۳۳۶ در محله عباسی تهران چشم به جهان گشود ، ورزش را با رشته کشتی در باشگاه قدیمی نادر از سال ۱۳۵۵ آغاز کرد و بعد به عنوان مربی در همان باشگاه به کار خود ادامه داد ، کوهنوردی را به طور جدی از سال ۱۳۶۰ آغاز کرد و از سال ۷۷ تا ۸۲ عضو تیم ملی کوهنوردی کشور بود.

از کارهای جالب او این بود که هنگام اقامت در ژاپن برای کسب و کار بیش از ۵۰ بار قله فوجی ژاپن را صعود کرده بود ، گاشربروم ۱ را در سال ۸۲ تا ارتفاع ۷۸۵۰ متری و اورست را تا گردنه جنوبی صعود کرده بود ، چوآیو ، شیشاپانگما ، ماکالو و لوتسه هشت هزارمتریهائی هستند که او با موفقیت آنها را صعود کرد ، راستی چه کارنامه درخشانی هنوز خیلی از مشتاقان هشت هزارمتریهای ایرانی نصف این افتخارات را کسب نکرده اند و سرانجام در مرداد ماه سال ۱۳۸۳ هنگام تلاش مستقل در قله K2  در سن ۴۷سالگی ناپدید شد.

حادثه K2 : سال ۸۲ هنگام صعود به گاشربروم ۱ با شرکت توریستی “اشرف امان” مذاکرات اولیه را انجام می دهد و از ایران به کمک آقای عبدالله اشتری مکاتبات خود را پی گیری می کند ، سال ۸۳به گروهی که مجوز K2 و برادپیک را داشتند ملحق می شود وتا بارگاه چهارم در ارتفاع هشت هزارمتری یال آبروزی صعود می کند ، سال مذکور مصادف با پنجاهمین سال صعود K2 بوده که توجه ویژه ای به اخبار این قله وجود داشته ، در ۲۸ جولای الکساندر ، کوهنورد قزاق جایی بالاتر از دهلیز یخی زیر قله بر روی تراورس یخی از رسیدن یک جبهه هوای نامناسب باخبر می شود ولی به آن اهمیتی نمی دهد وبه صعود خود ادامه می دهد ، در همان موقع سرگی سوکولوف روس و خادم در بارگاه چهارم در انتظار او بودند و این انتظار چهار روز ادامه می یابد و بی توجه به هشدارهای هواشناسی تا اول آگوست منتظر الکساندر می مانند ، ساعت دو بعدازظهر همان روز مصادف با ۶ مرداد سال ۸۳ از رادیوی بارگاه اصلی به سختی صدایی شنیده می شود که می گوید ازهمنورد قزاق خبری نیست ما بارگاه چهار را به قصد بارگاه سوم ترک کردیم ، دیگر خبری از آنها نمی شود تا چند روز بعد که یک گروه ژاپنی که اولین گروه صعود کننده بعد از این حادثه بودند اعلام می کنند که نشانی از حیات روی مسیر وجود ندارد.

نوشته های بالا برگرفته از وبلاگهای متعدد کوهنوردی کشور در مورد دنیای کوهنوردی زنده یاد داود خادم بود ، اما خادم دنیای دیگری نیز داشت ، او با یک دختر کلمبیایی ازدواج کرده بود که حاصل این ازدواج دو دختر دوقلوی بسیار زیبا بود ، جایی نوشته بودهرگاه از دخترهای او سئوال می کنند فورا” یک لبخند عمیق بر لبان او نقش می بندد ، همسر او بعد از شنیدن حادثه ناپدید شدن داود به پاکستان عزیمت می کند و هزینه هنگفتی صرف جستجوی بی حاصل او می کند و بعد از برگشت به ایران بنا به دلایلی به همراه دختران خود ناچارا” برای همیشه ایران را ترک می کند، چند سال پیش سعی در تماس با خانواده او را داشتیم اما اعلام کردند مادر او هنوز روزها در بالکن خانه در انتظار داود می نشیند و شرایط خاص او اجازه ملاقات و هیچگونه تماسی  با خانواده آنها را نمی دهد.

پنجاه  و پنج سال از تاریخ ۳۰ خرداد سال ۱۳۳۶ می گذرد، برای آرامش روحت دعا می کنیم و امیدواریم که مادرت در سلامت کامل  ، همسرت در زیر بار سنگین زندگی سربلند و فرزندانت در خوشبختی کامل بسر ببرند. یادت جاودانه ، تولدت مبارک !

منبع : تراورس